کاربرد مدیریت ریسک در اجرای پروِژه

کاربرد «مدیریت ریسک» در اجرای پروژه
کاربرد «مدیریت ریسک» در اجرای پروژه مدیریت ریسک، کاربرد سیستماتیک سیاست‌های مدیریتی، رویه‌ها و فرآیندهای مربوط به فعالیت‌های تحلیل، ارزیابی و کنترل ریسک است و شامل شناسایی و به کارگیری معیارهایی است که می‌توان از آن‌ها جهت رساندن ریسک تا سطحی قابل‌قبول استفاده کرد.به بیان ساده می‌توان مدیریت ریسک را شامل تمامی فعالیت‌هایی دانست که با اجرای آن‌ها، احتمال وقوع نتایج نامطلوب در اجرای یک پروژه به حداقل می‌رسد.بسیاری از پروژه‌ها که فرض می‌شود تحت کنترل هستند، با ریسک به‌عنوان رخدادی شناخته نشده روبه‌رو شده و کوشش می‌کنند آن را کنترل کنند اما با یک تلاش ساده تحت لوای مدیریت ریسک، این امکان وجود دارد که رویدادهای ریسک، قبل از وقوع شناسایی و کنترل شده و یا برنامه‌‌ای تهیه ‌شود که در زمان وقوع این رویدادها با آن‌ها مقابله کند.
با در نظر گرفتن این مفاهیم ساده، امکان مقابله با ریسک به وجود می‌آید; به این رو ابتدا باید نسبت به شناسایی ریسک‌های محتمل پروژه اقدام کرد. این کار با دسته‌بندی ساختار کارها و با پرسیدن چند سوال ساده از خود یا اعضای گروه پروژه، امکان‌پذیر است. مثلا در موقع نیاز به منبع یا منابعی که در دسترس نیستند، چه اتفاقی می‌افتد؟ بدترین نتیجه ممکن از وقوع چنین رخدادی چیست؟ چه چیزی باعث آن می‌شود؟ چقدر وقوع این اتفاق محتمل است؟ عواقب آن چیست؟ و …
ممکن است پرسش‌های دیگری نیز به ذهن شما خطور کند که البته این پرسش‌ها سرآغاز خوبی است که شما را در مسیر درست هدایت کند. هر چیزی که به مغز شما خطور می‌کند فهرست کنید، سپس در مرحله بعد معین کنید که آیا نیازمند به مقابله و پیشگیری ریسک است و یا باید تا زمان وقوع آن صبر کرد. اگر ریسک‌ها را مشخص کنید و تصمیم بگیرید که هیچ عملی نباید انجام بگیرد، بهتر از آن است که آن‌ها را شناسایی نکرده باشید. پس از این مرحله، ریسک‌های شناسایی شده را کمی کنید; برای این منظور، ابتدا ریسک‌ها را دسته‌ بندی و سپس احتمال وقوع هر کدام را تعیین کنید. برای این کار می‌توانید از مقادیر احتمالی پیشنهادی زیر استفاده کنید:
▪ ریسک قریب ‌الوقوع: بزرگ‌تر از ۸۵ درصد
▪ ریسک با احتمال بالا: ۸۵ درصد
▪ ریسک محتمل: ۶۰ درصد
▪ ریسک با احتمال متوسط: ۵۰ درصد
▪ ریسک ممکن: ۴۰ درصد
▪ ریسک با احتمال پایین: ۱۵ درصد
▪ ریسک غیرمحتمل: کم‌تر از ۱۵ درصد
اکنون احتمال وقوع هر ریسک قابل محاسبه است. راه دیگر، نسبت دادن درصد وزنی به هر یک از ریسک‌هاست. مشکل اصلی این روش آن است که همواره داده‌های تجربی به اندازهء کافی در دسترس نیستند تا این کار به دقت انجام گیرد. در این روش معمولا افراد با تجربه‌ای مبادرت به این کار می‌کنند که تجارب زیادی در زمینه مدیریت پروژه دارند.
در مرحله بعد به هر ریسک یک مقدار نسبت دهید، این مقدار می‌تواند در صورت نیاز بر حسب زمان یا هزینه باشد. مثلا اگر هدف تعیین زمان اتمام یک پروژه است، هر ایده‌ای در مورد مدت زمان فعالیت‌ها می‌تواند یک عامل تعیین ‌کننده در محاسبه ریسک محسوب شود. در این مرحله می‌توان مقدار حقیقی ریسک را با محاسبه حاصل‌ضرب مقادیر تخصیص داده شده به ریسک و احتمال وقوع آن به دست آورد و با توجه به نتایج حاصل می‌توان نسبت به انجام عملی یا به تعویق انداختن آن تصمیم‌گیری کرد.آخرین مرحله در انجام مراحل مدیریت ریسک، اقدامات نگهدارنده مجموعه ریسک است. به این معنا که در فواصل معین با اقدام به بازنگری دوره‌ای ریسک، هر گونه تغییرات شرایط و زمان وقوع ریسک‌ها را در مدل ریسک پیاده‌سازی کنیم تا امکان همراهی مدل مدیریت ریسک تا پایان انجام پروژه با آن مهیا باشد.

 

ISO 31000 (مدیریت ریسک)

مدیریت ریسک

مدیریت ریسك یعنی استفاده از مهارتهای افراد و یا گروهها به منظور حصول اطمینان از شناسایی تمام ریسك‌ها ، اندازه‌گیری و اجرای آنها در پروژه .

سازمان ها با هرنوع و اندازه ای با دامنه ایی از ریسک هایی که ممکن است بر دستیابی آنها به اهدافشان تاثیر بگذارد. این اهداف ممکن است به دامنه ایی از فعالیت های سازمان از فعالیت های استراتژیک اولیه تا فعالیت های عملیاتی آن ، فرآیندها و پروژه ها مربوط باشد و بر حسب اثرات اجتماعی ، محیطی، تکنولوژی ، برآمدهای ایمنی و حفاظتی ، تجاری ، مالی و معیارهای اقتصادی در کنار اثرات گروهی ، فرهنگی ، سیاسی و اعتباری منعکس شود.

تمام فعالیت های یک سازمان که با ریسک همراه است باید مدیریت شود. فرآیند مدیریت ریسک به تصمیم گیری هایی کمک می نماید که همراه با در نظر گرفتن عدم قطعیت و امکان وقوع حوادث و رویدادهای (عمدی و غیر عمدی)آتی و اثرات آنها بر اهداف مورد توافق است.

مدیریت ریسک دربردارنده ی روش های سیستماتیک و منطقی برای :

برقراری ارتباط و مشاوره در سرتاسر فرآیند.
تدوین زمینه برای شناسایی، تحلیل ، ارزیابی و مواجهه با ریسک مربوط به هر فعالیت ، فرآیند ، عملکرد یا محصول.
پایش و مرور ریسک ها.
گزارش دادن و ثبت کردن نتایج به صورت مناسب می باشد.

مدیریت ریسک در واقع شناسایی ، ارزیابی و اولویت بندی خطرات است ، که به دنبال آن کمترین میزان خسارت و بیشترین زمان برای جلوگیری از وقوع خسارت را به همراه خواهد داشت . استاندارد ISO 31000 نیز بر این موضوع تاکید دارد که شرکتی که این استاندارد انعکاس نمونه های مناسب و متداول در انتخاب و استفاده از تکنیک های ارزیابی ریسک است و به مفاهیم جدید یا استنتاج شده ای که به سطح قابل قبولی از اجماع حرفه ای نمی رسد اشاره نمی کند.

استاندارد  31000 میتواند در طول حیات یک سازمان و در مورد دسته وسیعی از فعالیتها از جمله فعالیتهای استراتژیک و تصمیم گیری ،عملیاتی ، فرایندی ، عملکردی، پروژه ای، تولیدی ، خدماتی، و مالی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین این استاندارد می تواند در مورد هر نوع ریسکی با انواع پیامدهای اعم از مثبت و یا منفی مورد استفاده واقع شود.اگرچه استاندارد 31000 نوعی خط مشی کلی و عمومی در مدیریت ریسک ارائه می کند ولی هدف آن یکسان سازی مدیریت ریسک در همه سازمانها نیست . طراحی و پیاده سازی برنامه های مدیریت ریسک و چارچوب های آن باید بر اساس نیازها و شرایط ویژه هر سازمان و یا اجتماع از نظر عملکردی، مالی ، عملیاتی ،پروژه ای ، ساختاری ، محتوایی و اهداف و مقاصد مورد نظر باشد.هدف این استاندارد هماهنگ کردن فرایندهای مدیریت ریسک در استانداردهای جهانی موجود وآتی می باشد.این استاندارد در واقع برای کمک به سازمانها  و شرکتها و دولتها به منظور تهیه برنامه های مدیریت ریسک متناسب با شرایط خودشان طراحی شده است. سازمان جهانی استاندارد توصیه کرده است که سازمان ها و جوامع باید تلاش نمایند تا این دستور العملها را به صورت بخشی از سیستم مدیریتی خود مورد استفاده قرار دهند ودر تهیه سیستم مدیریت ریسک خود همت گمارند . این استانداردبه سازمانها کمک میکند تا بتوانند در شرایط ریسکی برنامه ریزی  بهتری داشته و در صورت بروز حوادث به صورت بهتری نسبت به آنها واکنش نشان داده شده و در زمان کوتاه تری بهبود یابند.